amor is calling

شبنم روزی ده بار به علی زنگ می زند...مکالمه شان را حفظ شده ام دیگر...

"سلام عزیزم...چطوری؟...کجایی؟...."با یک لحن لوس تکراری...هیچ وقت هیچ کلمه ای اش را عوض یا حتی پس و پیش هم نمی کند.به مریم می گویم درک نمی کنم این همه زنگ زدن را...ده بار در روز آخر؟کجا یعنی می رود طی دو ساعت؟...من همان نگار و مجتبی را هم درک نمی کردم.من اصلا مکالمه تلفنی آن هم هی ر به ر توی کتم نمی رود.شاید چون خودمان و مکالمه مان همیشه نوشتاری بوده.ما از نسل اس ام اسیم نه زنگ.بلد نیستیم حرف بزنیم.ما حرف که می زنیم زود جمله هایمان به خب دیگر چه خبر  می رسد.

ما حال هم را بد می کنیم پشت تلفن.ما دوست داریم تریپ نامزدها را برداریم و عاشقانه صحبت کنیم اما فقط حس هم را کور می کنیم بدون اینکه عشقی دریافت کنیم.

بچه ها تعجب می کنند می گویند مگر شما نامزد نیستید،چرا حرف نمی زنید پس؟اگر خودم نمی گفتم نامزد دارم هم اتاقی هایم خبردار نمی شدند.تازه نمی دانند حالا که تلگرام قطع شده دو روز هم هست که پیام نداده ایم.

من می دانم ولی جنس دوست داشتن ها بعد از هفت سال عوض می شود.به مریم می گویم دو سال دیگر هم فکر کرده ای شبنم هی فرت و فرت زنگ می زند علی و می گوید سلام عزیزم؟...

بعد از هفت سال اینقدر آدم ها به هم تنیده اند و گره خورده اند که نیازی نیست حتما صدای هم را بشنوید یا بهم پیام بدهید چون می دانید هست و همین هستن یعنی دلتان قرص است.

ولی من دلم می خواهد مثل نامزدها بتوانیم پشت تلفن به هم عشق بپاشیم و حال هم را نگیریم..اما نه توی راهروهای شلوغ و کوتاه یک خوابگاه دخترانه که در همه سوراخ سنبه هایش کسی دارد با تلفن حرف می زند و یواشکی عشق می پاشد به طرف مقابلش.من دلم کمی نامزدی کردن به رسم تازه کارها را می خواهد ولی این امر بعد از چهل و هفت روز هم را ندیدن کمی غیرممکن است.

پ.ن:من خیلی سال است دلم وبلاگ داشتن را می خواست ولی همیشه می گفتم لپ تاپ بخرم بعد...اینقدر نخریدم که دیگر بی لپ تاپ استارتش را زدم.ولی این اولین نوشتنم با لپ تاپ است.تبریک به آرزوییکه برآورده شد.

پ.ن:باید توی نت سرچ کنم:نحوه مکالمه عاشقانه پشت تلفن...خیلی بی سوادم توی  این موضوع.

 

بعدا نوشت:اس دادم می خواهم هر روز بهت زنگ بزنم که بلد شوم عاشقانه صحبت کنم.زنگ زد...

/ 0 نظر / 54 بازدید