باغ نظر

دیروز بالاخره پایم سمت باغ نظر کشیده شد!

بعد از دوازده سیزده سال با آرزو...

با طعم شیرکاکائو و اوریانا فالاچی....

همراه با کلی عکس از دیانا بانو و کلی گپ راجع به کتابستان!

+باید حتمنی و جدی جدی خواسته ام را مبنی بر وقف خانه مادربزرگ آوا برای کتابستان مطرح کنم.

خدا وکیلی با این روند کاهش جمعیت نیاز مبرمی برای داشتن مدرسه احساس نمی شود عوضش تا دلت بخواهد این جا کتابستان لازم است.

دعا کنید خانواده مادری آوا راضی شوند به وقف...

آن دایی میلیاردره که دخترش را فرستاده دانشگاه آمریکایی ها...آن دایی ای که همیشه دوست دارد برود قبر بخرد...خاله ای که کتلت درست می کند و آن یکی خاله که دخترش دندان می خواند...مادرش اما مهربان تر از آن است که مخالفت کند...کاش راضی شوند همه شان با هم... .

/ 0 نظر / 8 بازدید