قصه های امیرعلی

جناب امیرعلی نبویان میدانم که هیچ گاه اینجا را نخواهی خواند...

ولی یک چیزی می خواهم بگویم ذوق کنی و آن این است که من کادوی خوب کم نگرفته ام اما دوتایشان برایم خیلی کف درآر بوده...یکی از آنها یک فیلم بود و دیگری جلد یک و دو و سه قصه های جنابعالی.

حس خوبیست که اثرت بشود خواستنی ترین داشته یک فرد مگر نه؟

اما حیف که امضای خودت را کم دارد این کتاب ها...یک روز می آیم و ازت امضا می گیرم...حالا می بینی.

+هدیه ها که به خودی خود حال خوب کنند اما اگر قبلا بهش فکر کرده باشی که کاش می داشتی اش...موقع باز کردن کاغذ کادو وقتی میبینی همان است که میخواستی یک کیف دیگر دارد.

++آرزو!...اسمت را می خواهم بدهم توی کتاب گینس ثبت کنند به عنوان آرزو برآورده کننده ترین فرد.

(با سپاس ویژه از مریم،نیلوفر،فاطمه و دیگران)

+++ساناز!قرار بود من برای عروسی ات بیایم آنجا،دو هفته هم بمانم...امشب عروس می شوی و من اینجا دور از تو...فقط می توانم آرزوی عشق،آرامش و خوشبختی کنم برای تو و شهرام:)

/ 0 نظر / 15 بازدید