بوی جوی مولیان

 جاری سلام!

خوبی؟...در سرمای همدان حواست که به خودت هست؟...

جاری دیدی اسفند آبروی زمستان را بالاخره خرید و توانستیم کمی برف و باران ببینیم بعد از کلی چشم انتظاری؟

آن روزی که برف بارید مثل همه روزهای برفی همدان که تو یاد من می افتی...من هم یاد تو افتادم که در وطنت نیستی ببینی اینجا هم می شود که برف بیاید!

همه اش دل نگران درخت ازگیلتانم که نکند سرما بزند پدرش را درآورد!...حتما پدرت مجبور می شود یک پلاستیک محکم دیگر هم بکشد رویش تا سرما نخورد...اینجا همه درخت ها دارند بهار می دهند و این سرمای بی موقع آن ها را بین زمستان و بهار در حالت تعلیق گذاشته.

نمی دانی یک شنبه ای چه شوری افتاد توی مردم با دیدن قطرات یخ زده ای که به زمین نرسیده آب می شد.

همه هجوم بردند دشت برم و دوان و آن بالا بالاها تا عکس سلفی از خودشان و برف بگیرند و آدم برفی بسازند...که البته آدم برفی هایشان به دلیل نداشتن تجربه چنگی به دل نمی زد!

جاری نمی دانی روی کوه پارک طالقانی هم برف نشسته بود و کوه پایینی هم تا فردا صبحش که هنوز آفتاب نزده بود مثل نقاشی های بابراس شده بود.

جاری کجایی ببینی هوا چه محشر شده؟...پس از یک سلسله روزهای گرد و غباری که دلمان برای آبی آسمان تنگ شده بود بالاخره توانستیم نفسی بکشیم...درخت بادام میدان امام حسین ک یادت هست؟...همانی که گفتم مال خودم است ها...شکوفه سفید داده...امسال بهار زودتر می خواست قدم رنجه کند که یک هو برفی زد و همه چیز به تعویق افتاد!

جاری فاز دوم پارک سلمان افتتاح شده و چمن هایش حسابی جان می دهد برای رویشان ولو شدن...خدا کند کار دریاچه اش تمام شود تا عید برویم قایق سواری...

راستی با این برفی که زد گمانم دریاچه مان کمی از پریشانی درآید...آخر نمی دانی که...کوه آن طرفی به قدری برف زد که جاده بسته شد طوری که استادها برف گیر شدند و نیامدند و ما عوضش رفتیم کلی عکس گرفتیم از خودمان.

خلاصه جاری اگر توانستی زودتر بیا...تا برگ انارها هنوز قرمز است...تا گل نرگس هنوز نرفته...تا ستیغ کوه هنوز برفی ست...تا دل آدم برفی ها آب نشده بیا.

با احترامات فائقه

امضا:ر.ر

  
نویسنده : Rey ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳٩۳
تگ ها : فرندانه