سپاسیه

من بجای همه ازت تشکر میکنم دیوانه منحصر بفرد!

از اینکه صبر میکنی و هیچکس این صبر تو به چشمش نمی آید و کافیست کمی به پایین سُر بخوری تا سرزنشت کنند...

از احساسی که می دهی ولی آن حسی را که می خواهی نمی گیری...

از همه درک نکردن ها و به فکرت نبودن ها و برایت کاری نکردن ها...

از اینکه درست در موقعی که سررشته سرنوشتت افتاده در دست دیگران...انگار نه انگار...دریغ از قدم از قدم برداشتنی

سپاس بخاطر اینکه با تمام دمدمی مزاج بودن و شل و ول بودنت توانسته ای چهار سال و سه ماه و سیزده روز تاب بیاوری و دندان سر جگر بگذاری.

+و هیچ کس نیست که از غمگین بودن تو شرمنده شود.

  
نویسنده : Rey ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩۳
تگ ها :